Google the SiteChoose LanguageCategoriesNEW Entryکشته شدن «قادر صدیقی» در نهم خرداد ۱۳۸۷ در تبریز در یک تصادف عمدی توسط خودروی نیروی انتظامی
گزارشی از حکومت نظامی ۶ خرداد در اردبیل حکمران مطلق العنان چاراویماق و سراسکند (هشترود) گروهی موسوم به “انجمن پادشاهی ایران” مسئولیت انفجار شیراز را بر عهده گرفت انفجار خط لوله گاز ترکیه توسط گروه تروریستی پ ک ک سه سال حبس تعزیری برای اکبر لکستانی محرومیت “سینا جهانبخش” از مدیرمسئولی نشریه گونش اطلاعیه اعلام همبستگی جبهه دمکراتیک مردمی احواز با مبارزات ملت ترک اذربایجان جنوبی وقوع درگیری میان دانشجویان تورک و ارمنی در مسکو در اول ماه مه راه اندازی نظر سنجی اینترنتی درخصوص سریال «شهریار» previous Entry"هرودوت"دربوته نقد نژادپرستان آریایی
پيام رئيس مجلس به نشست انجمن ترويج زبان و ادبيات فارسي کوروش آسوده شنا کن که ... هخامنشیان چک می کشیدند!!! از ديدگاه فردوسي رستم «ايراني» نبود! فصلنامه " پارسيان "در ارمنستان! ديدگاه منفی فردوسی به زنان ديدگاه منفی فردوسی به زنان رسوا سازی مبلغین دروغ بازيگران مقبره ساز كوروش به اصطلاح كبير ذوالقرنين قرآني نيست Top Referers |
شنبه, بهمن 27. 1386"هرودوت"دربوته نقد نژادپرستان آریاییاشاره: اصل خبر: بنا به گفته مترجم ، كتاب تواريخ هرودوت شرح نبردهاي ايران و يونان كه در فاصله فرمانروايي كورش بزرگ(!) تا خشايارشا است تا كنون به وسيله چند تن از مترجمان صاحب نام به فارسي برگردانده شده ولي پس از گذشت نيم قرن هنوز تجزيه و تحليل دقيقي از اين اثر در قالب كتابي مستقل به عمل نيامده و نظرات پدر تاريخ را در ارزيابي هاي جانبدارانه هرودوت از قواي كشورش به نقد نكشيده است. در نهايت این اساتید نتيجه ميگيرند كه هرودوت را بايد پدر اكاذيب خواند نه پدر تاريخ! *حال این نقد ارزش 3500 تومان را دارد یا کوروش؟! جمعه, شهریور 3. 1385پيام رئيس مجلس به نشست انجمن ترويج زبان و ادبيات فارسيخبرگزاري فارس: رئيس مجلس شوراي اسلامي در پيامي به نشست انجمن ترويج زمان و ادبيات فارسي در اصفهان، اين كنگره را فرصت خوبي براي بررسي مسائل مختلف مربوط به زبان و ادبيات فارسي دانست. Continue reading "پيام رئيس مجلس به نشست انجمن ترويج زبان و ادبيات فارسي" کوروش آسوده شنا کن که ...چهارشنبه, شهریور 1. 1385هخامنشیان چک می کشیدند!!!تهران، میراث، خبر گروه فرهنگ، آرزو رسولي:
«چك از دست آوردهاي بانك داري است و قديميترين شواهدي كه از چك و بانكداري در دست است، به دوره هخامنشيان ميرسد. به گفته دكتر «شيرين بياني»، تاريخ نگار، بانك داري در دوره پيش از اسلام، به خصوص دوره ساساني اهميت زيادي داشته است. مراكزي همچون بانكهاي امروزي وجود داشتهاند و در آن ها كارهاي بانكي از قبيل قرضه، برات، چك و ... صورت ميگرفته است. قديميترين شكل بانك داري را در بينالنهرين در دوره هخامنشيان سراغ داريم كه عمده ترين مركز سكونت يهوديان بود و در آن جا يهوديان عهدهدار امور بانك داري بودند. Continue reading "هخامنشیان چک می کشیدند!!!" پنج شنبه, مرداد 5. 1385از ديدگاه فردوسي رستم «ايراني» نبود!
Continue reading "از ديدگاه فردوسي رستم «ايراني» نبود!" سه شنبه, تیر 20. 1385فصلنامه " پارسيان "در ارمنستان!فصلنامه " پارسيان " در ارمنستان منتشر شد Continue reading "فصلنامه " پارسيان "در ارمنستان!" دوشنبه, تیر 5. 1385ديدگاه منفی فردوسی به زناندکتر حسين فيضالهي وحيد Continue reading "ديدگاه منفی فردوسی به زنان" ديدگاه منفی فردوسی به زناندکتر حسين فيضالهي وحيد Continue reading "ديدگاه منفی فردوسی به زنان" دوشنبه, خرداد 29. 1385رسوا سازی مبلغین دروغدست آورد تازه ای برای رسوا سازی مبلغین دروغ زمانی که کرسی های باستان شناسی و اکتشاف و تاریخ و بنگاه مسافر کشی میراث، که مسئول انتقال داده های نو به فرهنگ ملی اند، نسبت به انباشت دروغ در کیسه ی هویت و هستی ایرانیان بی اعتنایی کردند و معلوم شد که راهبران و مدیران مسئول این مراکز و نیز دانش آموختگان صاحب آوازه ی این مقولات، نان و نام و رونق و روزی خود را در تبعیت مدام از مهملات دست ساخت شیادان ایران شناس غالبا یهودی تشخیص داده اند، برای اثبات درستی یک مورد از ده ها سند عرضه شده در مجموعه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران»، ناگزیر به سازمان دیگری، که منافع و مضار کم تری در مواجهه با حقیقت ناب داشت، مراجعه کردم و سرانجام موفق به کسب نظر فنی «سازمان نظام مهندسی» درباره ی ابنیه ی تخت جمشید شدم. این ابراز و اظهار نظر، که در مجموع بسیار محافظه کارانه و مفاد مکتوب و محتوای شفاهی آن در حد زیادی متفاوت است، پس از آن حاصل شد که تقاضای بازدید از تخت جمشید را به وسیله ی کارشناسانی از «سازمان نظام مهندسی» و اظهار نظر فنی درباره آن خرابه ها را ارائه دادم و پس از موافقت طی دو روز بازدید از منطقه سرانجام نامه ی زیر را، با شماره ۹۰۳۲/۸۴/ ۱۱۰ مورخ ۱۲/۱۰/۱۳۸۴به عنوان برداشت مهندسین بازدید کننده از آن مجموعه دریافت کردم.
تکلیف اقتدار قلابی آن امپراتوری ناگفته پیداست که دروازه ی ورودی حاکم نشین اش سقف ندارد و لااقل هزار عیب آشکار معماری در ابنیه ی داخلی آن پیدا می شود، که تماما حکایت از ناتمام بودن آن ساخت و سازها می کند. بدین ترتیب و احتمالا مهمانان نوروزی و شرکت کنندگان در جشن سده امپراتوران کاغذی هخامنشی، به اصطلاح از «در عقب» به تخت جمشید وارد و زیر آسمان باز دور هم جمع می شده اند که به اصطلاح اهورایی تر بوده است!!! حالا اسکندر چه گونه یک مجموعه ی سنگی و غیرمسقف را آتش زده باید از مورخین یهودی تاریخ ایران باستان پرسید که برای استحکام دروغ های شان چند مورخ باستانی از یونان را ابتدا جعل و سپس شاهد گرفته اند؟!! در زیر چند عکس از صد ها تصاویر برداشته شده به وسیله ی کارشناسان نظام مهندسی را، همراه توضیح ملاحظه می کنید: برای دریافت به تر و در اندازه ی بزرگ تر تصاویر، روی عکس ها کلیک کنید. پایین دورنمای کارهای ناتمام حجاری در دیوار غربی و بالا نمایش یکی از ده ها نمونه از بلوک های نیمه تراش در دیوار غربی، از نزدیک. دو نمونه از سر ستون های نیمه تراش در کارگاه خارج از صفه. سمت راست بلوک بزرگ مجوف که به عنوان تاج و سقف خروجی جنوبی در دروازه ی ملل مشغول تراش و آماده سازی بوده اند و هنوز بر زمین است. سمت چپ بدنه ی جنوبی ورودی غربی دروازه ی ملل را می بینید که کم ترین آثاری از دیوار جنبی، مانند ملات را بر خود ندارد. یک ستون و یک پایه ستون نیمه تراش در محوطه ی معروف به کاخ داریوش سوم. دو اسفنکس مقابل کاخ ۱۰۰ ستون که هنوز در ابتدای تراش و متشکل از سنگ های خام برهم چیده است. دو زیر ستون از کاخ صد ستون که هنوز قوزهای انتهایی آن تراش نخورده است. سمت راست یک پخ اندازی نیمه تراش را در یکی از چراغ دان های کاخ صد ستون و سمت راست نیمه تراش بودن پخ کنار سر دری را در کاخ صد ستون نمایش می دهد. در هر دو مورد سنگ بنا فاقد آثار دیوار چینی جنبی است. نقش دو سرباز کنار هم در دیوار شرقی سه دروازه. نقش اندازی خنجر سرباز سمت راست کامل و در سمت چپ نیمه کاره است. تراش گوشواره و سر و زه و بدنه ی کمان سرباز بالا، در مقایسه با کمان سرباز زیر، از جمله ی نقوش دیوار شمالی بنای سه دروازه، نیمه کاره مانده است! دو نمونه از ده ها گل اندازی نیمه تمام در دیوار شرقی کاخ آپادانا. چند سرباز حجاری نشده با دسن سنگ خام در دیوار شرقی کاخ آپادانا. در زیر نمای دیواری از ضلع شمالی و شرقی کاخ آپادانا که به کلی کار حجاری در آن ها آغاز نشده و محل اتصال دو ضلع دیوار نبش اندازی نشده است. در بالا دیواری از ضلع غربی کاخ خشایارشا را می بینید که فقط بخشی از آن حجاری شده است. نمونه های بالا تنها قسمت کوچکی از عیوبات اجرایی در تخت جمشید است. در حال حاضر به سادگی و با مراجعه به نقایص معماری در خرابه های تخت جمشید می توان در هر مجمع کارشناسی اثبات کرد که هیچ یک از پانل های ساختمانی تخت جمشید به مرحله ی اتمام نرسیده و هیچ یک از کاخ های آن هرگز قابل سکونت نبوده است. آیا با قبول این حقیقت قابل عرضه و اثبات چه چیزی از امپراتوری قلابی هخامنشیان باقی خواهد ماند؟ هر علاقه مند دریافت حقیقت که تخصصی در معماری داشته باشد، می تواند به شکل فردی و یا گروهی برای بازدید و ارزیابی جدید از طریق این وبلاگ اقدام کند. چهارشنبه, خرداد 24. 1385بازيگران مقبره سازبازيگران مقبره ساز و رشوه گرفته شده اي كه خرج بناي مقبره فردوسي شد !!
دكتر حسين فيض الهي وحيد فردوسي يكي از بنيانگذاران شوونيزم در ايران است و شاهنامه او قرنهاست كه در جهت كوبيدن ملل غير فارس بكار مي رود . در مورد سروده شدن شاهنامه بعضي ها مي گويند قرار بود فردوسي شاهنامه را از قرار بيتي يك دينار براي سلطان محمود ترك غزنوي به رشته نظم در آورد . فردوسي بعد از سرودن شصت هزار بيت چون عوض دينار ( طلا ) ، درهم ( نقره ) ، گرفت از صله محمودي دلتنگ شد . سلطان از رفتار او غضبناك گرديده دستور بازداشت او را صادر كرد . فصيحي در كتاب خود بنام مجمل فصيحي « اشاره اي دارد كه وقتي سلطان محمود ميخواست براي قضاي حاجت به دست شويي رود فردوسي [ دم مستراح ] روي پاي سلطان افتاد و تضرع نمود . سلطان كمي آرام شد . » ( 1 ) بعد از مرگ فردوسي نيز يكي از دانشمندان عصر بنام ابولقاسم كرگاني كه مي دانست فردوسي : به مدح گبركان عمري به سر برد چو وقت رفتن آمد بي خبر مرد ( 2 ) به نوشته نظامي عروضي جلوي تابوت فردوسي را گرفت و « گفت من رها نكنم تا جنازه او در گورستان مسلمانان برند كه او رافضي بود و هر چند مردمان بگفتند با آن دانشمند در نگرفت » ( 3 ) 1 ــ مجمل فصيحي ، تصيحيح محمود فرخ ، ج 2 ، ص 133 به نقل از شاهنامه آخرش خوش است ، باستاني پاريزي ، موسسه انتشارات عطائي ، تهران ، 1373 ، ص 286 2 ــ سر چشمه هاي فردوسي شناسي ، محمد امين رياحي ، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي ( پژوهشگاه ) تهران ، 1372 ، ص 261 3 ــ چهار مقاله ، احمد بن عمر بن علي نظامي عروضي سمرقندي ، در حدود سال 550 هجري قمري ، باهتمام و تصحيح و مقدمه محمد قزويني ، كتابفروشي زوار ، از روي چاپ 1327 هـ . ق قادره ، تهران ، ص 49 و « زين العابدين شيرواني » در رياض الساحه ، مي گويد : « شيخ ابولقاسم كورگاني قدس سره بر جنازه حكيم فردوسي نماز نكرده كه او عمر عزيز خود را در مدح محبوس صرف نموده » است ( 4 ) بالا خره چون مسلمانان نگذاشتند مرده فردوسي را در گورستان مسلمانان دفن كنند او را در ملك خود دفن كردند . در سال 1306 شمسي مطابق با 1927 ميلادي كه شمشير و شوشكاي قزاقي رضا خاني از چپ و راست مي بريد تصميم گرفته ، شد براي فردوسي مقبره اي ساخته شود . گور فردوسي قبلاً توسط چند مستشرق فرانسوي كشف شده بود . !! ماجراي كشف قبر فردوسي خيلي ساده است . !! « در زماني كه آصف الدوله شيرازي والي خراسان بور چند نفر مستشرق فرانسوي [ !! ] به طوس آمده از روي آثار تاريخي [ !! ] تشخيص دادند كه تپه [ !! ] بر آمده وسط باغ قائم مقام ، جاي مقبره فردوسي است [ !! ] لهذا آصف الدوله دو اطاق خشت و گلي براي عمليات ساخت كه بعد تركيب ساختمان مقبره فردوسي را بدهد ، درين ضمن از حكومت افتاد و آنجا هم به حال خود ماند » ( 5 ) گور فردوسي كه به همين سادگي با گمانه زني چند مستشرق فرانسوي با ديدن يك تپه برآمده !! در وسط باغ قائم مقام كشف و به دولت ايران دو قبضه تحويل شده بود نياز به تعميرات اساسي داشت و بدين جهت در 29 تير مجلس شوراي ملي دستور داد از محل صرفه جوئي بودجه مجلس بيست هزار تومان براي مقبره فردوسي اعتبار اختصاص دهد ولي « متدرجاً معلوم شد مطابق نقشه اي كه در نظر گرفته اند 60 هزار تومان تمام مي شود » ( 6 ) كش و قوس دولت با مجلس شوراي ملي ادامه داشت و پشت سر هم بودجه براي ساختن مقبره فردوسي در خواست مي شد . متولي ساخت مقبره « اسدي » ( مصباح السلطنه ) نايب التوليه 4 ــ رياض السياحه ، قطب العارفين مولانا ميرزا زين العابدين شيرواني ، تصحيح و مقابله مرحوم اصغر حامد رباني با مقدمه حسين بدرالدين ، انتشارات سعدي ، تهران ، ص 272 5 ــ ياداشت هاي ارباب كيخسرو شاهرخ به نقل از شاهنامه آخرش خوش است ، ص 286 6 ــ از نطق عطاء الملك روحي ، 4 تير ماه 1309 به نقل از شاهنامه آخرش خوش است ، ص 289 آستان قدس رضوي بود . اين شخص كه پدر زن پسر فروغي نخست وزير فراماسون رضا خاني بود عوض رسيدگي به امورات « آستان قدس » بيشتر به مسائل « آستان غير قدس » !! يعني بر پايي مقبره فردوسي مشغول بود . در تاريخ 17 خرداد 1309 مطابق با 1930 لايحه ديگري براي تأمين بودجه مقبره به مجلس برده شد كه اين بار با مخالفت جدي آقاي فيروز آبادي روبرو شد . او در مخالفت با اين بودجه خواستن هاي .............. گفت : « فردوسي اشعاري گفته ، ملت هم در مقابل قدرداني كرده ، شايد هفتاد ــ هشتاد هزار تومان تا بحال خرج مقبره اش شده باشد . باز هم سزاوار است با اينهمه مخارج ضروري كه ما داريم اين نوع مخارج را متحمل شويم ؟ اگر از اين پول يك كارخانه داير بشود بهتر است يا خرج مقبره فردوسي بشود ؟ تا بحال صد هزار تومان خرج شده باز هم اجازه اعتبار ميخواهند ؟ » ( 7 ) فردوسي براي بعضي ها بقدري « بت » شده بود كه « بت پرستان ، حتي حاضر بودند به خاطر فردوسي رشوه گرفته !! و رشوه گرفته شده را در پي بناي مقبره فردوسي كار سازي نمايند بطوريكه جريان يكي از رشوه خواريها به روزنامه ها نيز كشيد . روزنامه اصلاعات مورخه 25 شهريور 1309 مطابق با 1927 ميلادي مي نويسد : « هفته گذشته يكي از آقايان منتظر الوكاله [ واژه جالبي است . عوض اينكه مردم انتخات كنند آنزمان دولت انتخات كرده به مجلس نامش را رضا خان « طويله » گذاشته بود مي فرستاد ] ... به تصور اينكه احراز مقام نمايندگي را با تشبث و رشوه مي توان بدست آورده مبلغ دو هزار و پانصد تومان [ شايد به پول امروزي 25 ميليون تومان ] به وسيله شخص ديگري براي آقاي تيمور تاش وزير دربار ارسال مي دارد . آقاي وزير دربار بدواً از اين رويه و طرز فكر ، فوق العاده متغير و عصباني شده و با تشدد و تغيير زيادي پول را براي صاحبش بر ميگردانند . 7ــ روزنامه اطلاعات ، مورخه 17 خرداد 1309 ، به نقل از شاهنامه ... ، ص 295 فرداي آن روز فكر جديدي براي ايشان پيدا مي شود به اين ترتيب : به شخصي كه حامل وجه مزبور بوده اطلاع ميدهند كه وجه را بياوريد ، قبول مي كنم . شخص مزبور فردا صبح وجه را با عجله تمام آورده تحويل مي دهد ، در همان ساعت بجاي تلگرافي كه بخيال آقاي منتظر الوكايه بايد براي كمك و مساعدت او مخابره شود ، تلگرافي حاضر بوده و به ايالت خراسان مخابره مي شود . تقريباً به اين مضمون : « ايالت خراسان ... آقاي ... مبلغ دو هزار تومان به عنوان رشوه براي من فرستاده است كه نسبت به او كمك شود ، اين پول خيلي به موقع است كه صرف تعمير مقبره فردوسي ، كه مبلغي كسر دارد بشود » ( 8 ) البته اين مشتي از خروار است كه پولهايي بعنوان تحفه و هديه و رشوه به جناب آقاي تيمور تاش ــ وزير دربار رضا خان ــ تقديم مي شد و ايشان نيز پولهاي كم مبلغ را براي اثبات صداقت خويش چنين در بوق و كرناي تبليغات مي انداخت والا جريان رشوه هاي 9 هزار ليره اي از حاجي امين داخل در اين بوق و كرنا نبود و بدين جهت نيز پس از رو شدن دستاويزي گرديد كه بخاطر آن تيمور تاش به پنج سال زندان و پرداخت 9 هزار ليره و دويست هزار ريال جريمه در دادگاه محكوم شده و ، به زندان رفته و عاقبت با آمپول هواي تزريقي توسط پزشك احمدي به جايگاه از پيش تعين شده خود در آن جهان فرستاده شود . 8 ــ همانجا ، همان منبع ، صص 290 ــ 289 مسئله ساختن مقبره براي فردوسي در اثر تبليغات شوونيست هاي رضا خاني بقدري اوج گرفته بود كه حتي كار براي چاپ « بليط هاي بخت آزمايي » نيز كشيد و بليط هايي براي تكميل ساختمان آرامگاه فردوسي چاپ گرديد كه بهاي آن ده ريال و بزرگترين جايزه آن بيست هزار تومان بود كه برنده آن نيز دو نفر ارمني !! تبريزي بودند كه ريالي از پرداخت آن نيز خود داري شد . از مجموع يكصدوشصت هزار تومان حاصله هفتاد هزار تومان آن نيز براي مصرف فردوسي در نظر گرفته شد . بالا خره مقبره فردوسي با پولهاي حلال و حرام دولت و ملت !! كه ابر و مه و خورشيد و فلك را بكار گرفته بودند ساخته شد تا « رضا خان پالاني گرجي نژاد » !! در روز 20 مهر 1313 مطابق با 1936 ميلادي قيچي طلا : را از سيني مرمري ! برداشته و در حاليكه نشه ترياك كشيده از وجناتش مي باريد با شادي و شنگولي خاص نوار سه رنگ را بريده و آرامگاه فردوسي را افتتاح نمايد . در حاليكه در زمان افتتاح مقبره ، تيمور تاش وزير رشوه گير رضا خان كه آنهمه براي ساختن مقبره تلاش كرده بود يك سالي بود كه توسط رضا خان كشته شده و اسدي نايب التوليه آستان قدس رضوي در انتظار مرگ بسر مي برد كه بالا خره در تير ماه 1314 ( تابستان 1935 ) طبق حكم دادگاه نظامي به اعدام محكوم و چندي بعد به پيش ديگر بازيگر مقبره فردوسي فرستاده شد . اما سرنوشت آرتيست اصلي فيلم طولاني « وطن فروشان » يعني رضا خان تفاوتي با ساير بازيگران مقبره سازان نداشت و چه با ورود نيروهاي انگليسي و روسي از شمال و جنوب به ايران در جنگ جهاني دوم انگليسها اعلام كردند همانطوريكه شاه را آورده بوديم همانطور مي بريم لذا به رضا خان دستور كوچ !! دادند . وقتي رضا خان به خود آمد كه « فيلم » تمام شده بود و وقت خدا حافظي با صارم الدوله مسعود قاجار فرزند ظل السلطان در اصفهان بود . رضا خان در آخرين ديدار خود در حاليكه خود را به بغل صارم الدوله مسعود قاجار انداخته بود با آه و حسرت از گول خوردن خود توسط انگليسي ها و به « بازي » !! گرفته شدن توسط آنان با ناله جانسوز گفته بود : « ــ مسعود ! ديدي آخر ما را گول زدند » ( 9 ) كه جا داشت مسعود نيز بگويد آخر !! نه از اول !! از محال زماني كه توسط اردشير جي ريبورتر جاسوس انگليسي و آيروسايد ژنرال انگليسي به خدمت انگليسها در آمدي تو را گول زده بودند . بالاخره در كرمان بود كه سياهپوش فرمانده لشكر كرمان شرفياب و مقدار دويست لوله ترياك اعلاي ......... كرمان را كه گويا از اداره اقتصاد گرفته بود ــ در يك جعبه لفافه پيچ به عنوان هديه تقديم كرد » ( 10 ) و او نيز به عنوان « جعبه اي كه خاك مقدس ايران را در خود دارد » به تبعيدگاه خود برد و بدين ترتيب با مرگ در تبعيدگاه افرقيا او نيز همچون ساير بازيگران مقبره ساز به جزاي اعمال خود رسيد و تاوان تحميق مردم را بدان صورت پس داد . 9 ــ رضا شاه در آينه خاطرات ، ص 343 ، به نقل از شاهنامه ... ، ص 456 10 ــ مرد امروز شماره 16 مورخ 2/2/1323 به نقل از كتاب گذشته چراغ راه آينده به نقل از شاهنامه ... ص 463 |